شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
211
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
فصل پانزدهم كاروان اسيران به سوى شام مىرود هنگامى كه صحيفهء ملعونه و نامهء شوم فرزند زياد كه در آن از شهادت پاكترين مردان اسلام و اسارت خاندان او خبر داده بود به يزيد بن معاويه رسيد ، سخت مسرور گشت و شادمانى نمود . آنگاه به عبيد اللّه نوشت كه قافلهء اسيران را با سرهاى شهدا به سوى شام فرستند و آنها را هر چه زودتر براى آن سفر آماده كند . پسر زياد پس از دريافت فرمان لعنتى يزيد ، اسراى اهل بيت را با سرها به جانب شام روانه ساخت . اكنون خاندان حسين عليه السّلام و زنان و كودكان داغديدهء او به سوى پايتخت كشور و مركز ثقل قدرت آل اميه در حركتند . آنها در شام با فرزند معاويه رو به رو مىشوند و به شهرى قدم مىگذارند كه بغض و عداوت خاندان على عليه السّلام مردم آن شهر را فرا گرفته و اصول و فروع آنها با اين سنت جهنمى عجين گشته است . مردم شام دهها سال است كه تحت تربيت مستقيم معاويه و دودمان ابو سفيان قرار دارند . دستگاه وسيع تبليغاتى معاويه توانست نسل حاضر شام را بر كينه و بغض شديد نسبت به على عليه السّلام و فرزندان وى پرورش دهد و رهبرى افكار و عقايد آنان را بر عهده بگيرد . از اين نظر ، حكومت آل اميه مردم شام را مطمئنترين و وفادارترين كسان نسبت به خود مىداند و از پيوند ناگسستنى آنها با خويش كاملا اطمينان دارد . شاميان همان گونه كه خاندان بنى اميه را ولى نعمت خود مىدانند و بدون قيد و شرط براى فداكارى در راه آنها و حكومت آنان آمادهاند ، به همان نسبت با دودمان امير المؤمنين على عليه السّلام كينهء ديرين و دشمنى زائل ناشدنى دارند .